Loading...

گل چهره
bullet.png صفحه اصلی
bullet2.png مقالات
bullet2.png گالري عکس
bullet2.png دريافت موسیقی
bullet2.png بخش تصویری
bullet2.png فروشگاه
bullet2.png سایت های موسیقی
bullet2.png معرفي به دوستان
bullet2.png تماس با ما

             اطلاعیه سایت

سامانه پیام کوتاه:
10000246342744
راه اندازی فروشگاه سایت

اطلاعیه در مورد مشکل در دانلود


             نظرسنجي
کدام ساز را بیش تر می پسندید؟

تار
ویلن
سه تار
پیانو
سنتور
کمانچه
نی
تنبور
عود
دف و تنبک



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 1924
نظرات : 0

             گروه هاي خبرنامه پويا

اگر ميخواهيد مشترك خبرنامه ما شويد در اين قسمت ايميل خود را وارد نمايييد و پس از تاييد ايميل فعال سازي به خبرنامه ما بپيونديد.شما از اين قسمت ميتوانيد از عضويت خبرنامه ما نيز خارج شويد.

آدرس ايميل
خبرنامه گروهی
لطفا انتخاب كنيد
انتخاب نوع

             تصوير تصادفي

vafadar.jpg
vafadar.jpg


yahaghi.jpg
yahaghi.jpg


tehrani.jpg
tehrani.jpg


taraghi.jpg
taraghi.jpg


shajarian.jpg
shajarian.jpg


saba.jpg
saba.jpg


shahnazi.jpg
shahnazi.jpg


rahi.jpg
rahi.jpg


rahi2.jpg
rahi2.jpg


rafiei.jpg
rafiei.jpg


گالري عکس


             پیوندها

موسیقی فیلم


آرشیو تصویری بزرگان موسیقی ملی


اخبار ویژه :   

امروز : سه شنبه، ۱۸ بهمن، ۱۳۹۰
مرا ببوس
درباره ي تصنيف مرا ببوس


 

آنچه درباره ی تقارن ساختن آهنگ و شعر "مرا ببوس"با اعدام چند تن از افسران توده ئی که بنابر قوانین ارتش محکوم به اعدام شده بودند در جامعه شایع شده بود،یه هیچ وجه صحت ندارد.آقای بیژن وفادار فرزند مرحوم مجید وفادار ماجرایی را که خود شاهد آن بوده چنین شرح می دهد:
همانطور که می دانید پدرم اصولا بعد سیاسی نداشت ولی با آقای "حیدر رقابی" که جوانی بسیار باذوق بود،دوستی داشت و هردو نفر به یکدیگر علاقه ی زیاد داشتند و این علاقه صرفا جنبه ی هنری داشت.بعد از وقایع 28 مرداد،به آقای رقابی 24 ساعت مهلت داده بودند که از ایران خارج شود.ایشان عضو جبهه ی ملی بود و در دبیرستان دارالفنون تدریس می کرد و سنی در حدود بیست سال داشت.روزی ساعت سه و نیم بعد از ظهر برای خداحافظی  به خانه ی ما آمدند.وقتی دست به گردن یکدیگر انداختند پدرم به آقای رقابی گفت:با شما کار دارم.
به اتاقی رفتند و صدای ویلن پدرم که آهنگی را به تدریج می نواخت،شنیده می شد.در حدود سه ربع ساعت این دیدار طول کشید،معلوم شد که پدر قطعات آهنگ را می نوازد و آقای رقابی سیلاب بر می دارد.شعر قسمت اول آهنگ را شاعر ساخته بود و چون برای رفتن شتاب داشت،وقت رفتن تعهد کرد که من پیش از مسافرت شعر را تمام می کنم و منزل مارا ترک کرد.در حدود ساعت ده شب بود که تلفن کردند و بقیه ی شعر را تلفنی برای من گفتند و نوشتم و به پدرم دادند و آقای رقابی به آمریکا رفت.
من و پوران،دختر عمویم شعر و آهنگ را یاد گرفته بودیم.مدتی گذشت تا این که روز جمعه ای ناگهان شنیدیم که آهنگ مرا ببوس را خواننده ای به نام آقای "گلنراقی" با ویلن آقای "یاحقی" و پیانوی "مشیر همایون" اجرا می کند.بعد معلوم شد که پوران آن را در یک مهمانی خصوصی خوانده و صاحب خانه بدون اینکه قصدش را به او بگوید شعر را می کیرد.مدتی گذشت تا این که بار دیگر با ارکستر کامل به رهبری پدرم اجرا شد.
این تنها آهنگی بود که حسن گلنراقی خواند و با همین یک اثر برای همیشه نام خود را جاوید ساخت.
برای دریافت تصنیف مرا ببوس از قسمت دریافت موسیقی دیدار نمایید.

منبع:قصه شمع---------- نواب صفا



© کپی رایت شاخه گل***گلچهره, کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
نويسنده: admin (1658 بازديد )


اختيارات

چاپ مفاله ارسال براي دوستان
حقوق این سایت محفوظ می باشد و بیان مطالب با اشاره به ریشه ی آن مجاز است